سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
25
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
واگر جواب تفصيلي از اين مطاعن مرغوب باشد به تفصيل بايد شنيد : وجه أول از طعن مبنى بر آن است كه عمر ردّ وحى كرد ، وجميع أقوال پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم وحى است ، لقوله تعالى : ( وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى ) ( 1 ) ، ودر هر [ دو ] ( 2 ) مقدمه خلل بيّن است : اما أول : پس از آن جهت كه عمر ردّ قول آن حضرت ننمود بلكه ترفيه ( 3 ) وآرام وراحت دادن پيغبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم ورنج نكشيدن آن جناب صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم در حالت شدت بيمارى منظور داشت ، واين معامله را - بالعكس - ردّ حكم پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم فهميدن ، كمال تعصب وعناد است ، هر كسى بيمار عزيز خود را از محنت كشيدن ورنج بردن حمايت مىكنند ، واگر احياناً آن بيمار در حالت شدت درد ومرض بنابر مصلحت حاضرين وفائده آنها مىخواهد كه خود مشقتى نمايد ، آن را به تعلل ومدافعت مانع مىآيند ، واستغنا از آن مشقت وعدم احتياج به آن وضرور نبودن آن بيان مىكنند ، واين معامله نسبت به بزرگان وعزيزان زيادة تر مُرَوَّج ( 4 ) ومعمول است ، پس چون عمر ديد كه آن حضرت براي فائده
--> 1 . النجم ( 53 ) : 3 - 4 . 2 . زيادة از مصدر . 3 . ترفيه : آسان گردانيدن كار بر كسى ، آسوده داشتن ، خوشوقت گردانيدن . رجوع شود به لغت نامه دهخدا . 4 . مُرَوَّج : لغت مفعولى است از مصدر ترويج ، روائي يافته ( رائج شده ) . ترويج : رائج كردن ، روان كردن ، روائي دادن چيزى را ، رواج دادن كالا . رجوع شود به لغت نامه دهخدا .